میلاد امام هادی (ع)؛ جوشیدن چشمه سار رحمت و مهر بر عاشقان ولایت مبارک



ای گوهر بحر آفرینش

وی چشم و چراغ اهل بینش

همنام علی مرتضایی

سرتا به قدم خدانمائی

امروز که دل قرین شادیست

میلاد تو ای امام هادی است

میلاد تو برهمه مبارک

بر مهدی فاطمه مبارک

ولادت امام هادی(علیه السلام) مبارك باد



شمس هدى پادشه بحرو بر
هادى دین، زاده ى خیرالبشر

مژده ز میلاد شه ملک دین
نور خدا سرور اهل یقین

ولادت امام هادی(علیه السلام) مبارك باد


ولادت امام هادی(علیه السلام) مبارك باد



چشم و چراغ آل فاطمه آمد
دست گل جواد الائمه آمد

بانگ منادى آمد تبارک اللَّه
موسم شادى آمد تبارک اللَّه

ولادت امام هادی(علیه السلام) مبارك باد


میلاد امام هادی (ع)؛ جوشیدن چشمه سار رحمت و مهر بر عاشقان ولایت مبارک

میلاد امام هادی (ع)؛ جوشیدن چشمه سار رحمت و مهر بر عاشقان ولایت

امروز صدای هلهله فرشتگان در آسمان مدینه شوری تازه بر پا کرده است. خانه امام جواد علیه السلام را شوری دیگر در بر گرفته است. غنچه ای از تبار عصمت، در بوستان آل طه شکفته و عطر وجودش شیفتگان را سرمست کرده است. امام جواد علیه السلام فرزند گرامی اش را در آغوش گرفته و نور امامت و ولایت را در پیشانی مبارکش می نگرد. جانشینی دیگر برای نور افشانی پا به عرصه وجود نهاد. تالطف خدا هم چنان بر بندگان صالحش فرو بارد.

به گزارش سیرنیوز؛ جوشیدن این چشمه سار رحمت و مهر بر عاشقان ولایت مبارک و فرخنده باد. در وصف خورشید قامتی به اعتدال، چهره ای سرخ و سفید، گونه هایی اندک بر آمده، چشمه های فراخ و ابروهای گشاده؛ ای آفتاب هدایت! چهره ات در توصیف نمی آید که تو آینه دار جمال خدایی. نشانی از زیبایی خلقتی. عصاره ای ازپاکی ها وخوبی های آفرینشی. در بوستان آل طه و در باغ سرسبز اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام گلها همه از یک شاخه اند و همه تصویرگر زیباترین و بهترین خلقت خدا. آنان که تو را دیده اند، این گونه توصیفت کرده اند. امّا من خوب می دانم که نه زیبایی ات، در تنگنای لغت می گنجد و نه صفای چهره ات، در غالب کلمات محصور می شود. درود خدا بر تو وبر همه گل های بوستان عصمت. مادری بزرگوار سمانه مغربیه، مادر امام دهم علیه السلام ، بانویی بزرگوار و باتقوا بود. او در زهد و تقوا و دینداری، درمیان زنان زمان خود، همتایی نداشت. از پاکی و تقوای آن بانوی بزرگ، راویان تاریخ بسیار گفته اند. درسعادتمندی او همین بس که او شایستگی یافت مادر امام هادی علیه السلام گردد. در بیان بلندای مقامش همین بس که فرزند گرامی اش امام هادی علیه السلام می فرماید: « مادرم حق مرا می شناسد. او از اهل بهشت است. شیطان سرکش به او نزدیک نمی شود و خداوند حافظ و نگهبان اوست.» امامت در کودکی امام هادی علیه السلام دهمین ستاره آسمان امامت، در سنین کودکی، زمانی که تنها هشت سال از عمر شریفش می گذشت، به امامت رسید. آن امام بزرگوار در هشت سالگی، با شهادت جانسوز پدر بزرگوارش امام جواد علیه السلام ، ردای امامت را به دوش گرفت و چون پدر و اجداد پاک و مطهرش به هدایتگری پرداخت. آن امام همام، هر چند در کودکی به امامت رسید، امّا چشمه ای جوشان از علم و دانایی و حکمت بود، تاآنجاکه همواره، مردم را به حیرت و تعجب وا می داشت. دوران اختناق دوران امامت امام هادی علیه السلام دورانی سرشار از اختناق و نابسامانی و لبریز ازستمگری های خلفای عباسی بود. هرچند اندک اندک از هیبت، عظمت و قدرت دستگاه عباسیان کاسته می شد، امّاهم چنان فشار بر علویان و مبارزه با تفکرات اسلامی به شدت اِعمال می شد. امام هادی علیه السلام مدت بسیاری از دوران امامت خود را در سامراء تحت مراقبت و نظارت دستگاه خلافت به سر می برد. هرچند به ظاهر امام را محترم داشته و آزاد گذاشته بودند، اما در واقع، امام هادی علیه السلام بیشتر مدت امامت خود را در زندان نظامی عباسیان گذراندند. امّا این مراقبت های شدید راه بر هدایتگری و اعمال نفوذ امام نمی بست و امام به صورت مخفیانه، به فعالیت های پرثمر خود مشغول بودند. در بزم مستی متوکل خلیفه ستمگر عباسی، بزم شرابی مهیا کرده و به قصد توهین به مقام بلند امام هادی علیه السلام ، ایشان را بدانجا فرا خوانده است. گستاخی و تاریک دلی، او را وا می دارد که به امام هادی علیه السلام ، عصاره همه پاکی های عالم، جام شرابی تعارف کند. امام آن را رد می کند و او از امام می خواهد که شعری بخواند. امام پاسخ رد می دهد و او اصرار می کند. پس امام علیه السلام می خواند: «حاکمان مقتدر بر قله کوه ها روزها را گذراندند و مردان نیرومند از آنان پاسداری کردند. اما آنان از خطر مرگ نرهیدند. پس از آن همه عزّت، آنان را در گورها جا دادند که چه آرامگاه ناپسندی است و درپی آن، منادی فریادشان زد که کجاست آن زیورآلات و تاج ها و لباس های فاخر؟ چه شد آن چهره های به نازپرورده؟ اکنون کرم ها بر سر خوردن آن چهره هایند. خانه هاشان ویران شد، اموالشان بر جا ماند و خود به سوی گورهای تاریک شتافتند». با خواندن این اشعار و باتأثیر کلام امام، مستی متوکل به گریه بدل می شود. بزم او برهم می خورد و دستور می دهد امام را با احترام به منزل باز گردانند. سدّی دربرابر تحریف ها در دوران امامت امام هادی علیه السلام که چون اجداد بزرگوارش، منبع حکمت و معدن علم و دانایی بود، مکاتب عقیدتی بسیاری رواج یافته و نظرات مختلفی پیرامون اصول عقیدتی اسلام مطرح شده بود. نظرات باطلی که مکتب اصیل اسلامی را با خطر تحریف روبرو می کرد. امام هادی علیه السلام با عظمت علمی و نور هدایت و روشنگری خود، راه را بر بسیاری از این تحریف ها بسته و پیاپی نظر اسلام ناب را به جامعه عرضه می داشت. ایشان همواره نظرات ناب اسلام را به شکلی صحیح بیان می کرد و شک و تردیدهایی که مکاتب گوناگونی مغرضانه بر اصول اعتقادی اسلام وارد می کردند را بی اثر می نمود. ظرافت و تیز بینی در مورد گنجینه علمی و گستره دانایی امام هادی علیه السلام ، زبانْ ناتوان و قلمْ شکسته است. درباره دقت و تیزبینیِ علمیِ آن حضرت نقل کرده اند که متوکل عباسی نذر کرده بود اگر خداوند بیماری اش را شفا بخشد، مال بسیاری صدقه دهد. بیماری او درمان شد و گاه انجام نذر رسید. در اینکه چه اندازه از مال را بسیار می گویند، از علما پرسید. امّا هیچ کس نتوانست پاسخ محکم و روشنی بدهد. پس این مسأله را از امام دهم علیه السلام سؤال کرد. امام فرمودند: «هشتاد درهم صدقه بدهد؛ چرا که خداوند در قرآن می فرماید: خدا در موارد بسیاری شما را یاری کرد و شماره ی جنگ های پیامبر هشتاد جنگ است که پیامبر در آن ها یاری شده است». و بدین گونه یکبار دیگر امام همگان را در حیرت عظمت علمی خود وا نهاد. توصیه به گذشت امام هادی، چشمه ساری از دریای جوشان رحمت الهی و بارانی از زلال مهربانی خدا، درباره ی گذشت و پذیرفتن عذرِ عذر خواهان، چنین توصیه می فرمایند: «اگر خدا خیر بنده ای را بخواهد، او را چنان کند که چون کسی از او عذر بخواهد، او بپذیرد.» توصیه به دوری از گناه و اطاعت از خدا دهمین چراغ هدایت انسان ها و راهنمای راه سعادت بشری، در توصیه به دوری از گناه و اطاعت از خدا می فرماید: «هر که خدا را اطاعت کند، مردمان از او اطاعت کنند. هر که مطیع خدا باشد، دچار خشم مخلوق نشود. وهرکه خدا را به خشم آورد، باید یقین کند که به خشم مخلوق گرفتار می شود.» تسبیح آسمانیان نوری تازه در آسمان ولایت می درخشد. کودکی از تبار پاکان چشم می گشاید. امام هادی علیه السلام پیشوای دهم شیعیان، دنیا را با تولد خود روشنایی می بخشد. فرشتگان، دل به حضور او مسرور می دارند. او تسبیح می گوید و عالم خلقت در این تسبیح گویی با او همراه می شود که: «پاک است خدای جاودانی که در پرده فراموشی فرو نمی رود. پاک است خدای استواری که به بازی در نمی افتد. پاک است آن خدای دارا و بی نیازی که به نیازمندی فرو نمی افتد. پاک و منزّه است خدای من و ستایش از آن اوست.»

چگونه آماده ورود به ماه مبارک رمضان شویم؟

دعاهای ورود به ماه مبارک رمضان

خواندن دعاهای ورود به ماه مبارک رمضان، (در کتب ادعیه، دعاهای زیادی برای ورود به ماه مبارک رمضان

و زمان رویت هلال این ماه وارد شده است) که توجه به متن این دعاها و درخواست هایی که در این

دعاها از خداوند تبارک و تعالی می شود، به انسان یک حالت معنوی با نشاطی،

برای ورود به این ماه بزرگ را عنایت می کند.

 حلال نمودن دیگران

قبل از ورود به این ماه که ماه بخشش و استغفار می باشد، بهتر است با بخشیدن دیگرانی که در

حق ما ظلم و یا بی مهری روا داشته اند، خود را آماده پذیرایی از بخشش خداوند نماییم.

اگر ما نمی توانیم از دیگران بگذریم و آنها را ببخشیم، چگونه از خداوند متعال توقع داریم که او ما را ببخشد.

به همین دلیل یکی از کارهایی که برای ورود به ماه مبارک رمضان باید انجام دهیم، بخشیدن دیگران

و پاک نمودن دل از هر گونه کینه و دشمنی با دیگران است .

السلام عليك يااباصالح المهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف

800x600

گل نرگس سحر شکوفا شد                 عالم از نِکهَتَش مصفا شد

همچو گلهای با صفای دگر                  باز یک گل ز باغ زهرا شد

مَهی از بیت عسکری تابید                   که ز نورش جهان سینا شد

از افق صبح انتظار دمید                       آنکه منجی خلق دنیا شد

وارث ذوالفقار شیر خدا                        شه دجال کُش هویدا شد

ای شه مُلکِ حُسن از شادی                   چشم عشاق تو چو دریا شد

تو گل نرگسی و من خارت                 یک جهان به، ز من گرفتارت


نرم افزار امام عصربراي موبايل

شامل 9 مورد از ادعيه ،زيارات و نمازهاي مربوط به امام زمان (ع) که به صورتي بسيار

زيبا و با قابليتهاي جستجو ،نشانه گذاري و ... تهيه گرديده است.

دانلود فايل

نرم افزار دانستنیهای مهدویت

با بيش از 800 مطلب مهم و جالب درمورد امام زمان(ع)

اثبات وجود امام زمان و امامت ايشان ،اعتقاد اديان مختلف به وجود منجي ،

غيبت وعلت و فايده آن، برسي نائبان حقيقي و مدعيان دروغين ،

حکومت حضرت مهدي (عج) ،رجعت و ...

دانلودفايل

نرم افزار فرهنگ الفبایی مهدویت

داراي بيش از 400 کلمه در مورد امام زمان و توضيحات آن

دانلودفايل

دانستنیهای مهدوی (نسخه 2)

متن کامل موضوعات بسیار جذاب ،مرتبط با فرهنگ مهدویت

شامل:
مهدویت
امام مهدی (ع)
ابن بابویه
غیبت
انتظار
ظهور
بعد از ظهور

دانلودفايل


توجه:تمامي فايل هاي فوق  نرم افزارهايي براي تلفن همراه مي باشد

السلام عليكم يا اهل البيت النبوة

شيعيان شادي كنيد

نام معتز باللّه زبیر یا محمّد بود که بعد از پسر عمویش مستعین، به خلافت رسید.

از بزرگترین جرائم او به شهادت رساندن امام هادى(علیه السلام) است. 

وى پیوسته سرکردگان اتراک را مى کشت، تا اینکه در روز مبعث سال 255 هجرى قمرى

عده اى به سرکردگى صالح بن وصیف، دور معتز را احاطه کرده و از او مطالبه اموال نمودند،

وى را از حجره بیرون کشیدند و در آفتاب گرم، به پا نگاه داشتند، که از شدت گرما بر یک پا

تکیه مى زد،و او را پیوسته مى زدند تا اینکه در 27 رجب خود را از خلافت خلع کرد.

سپس سه روز به او آب و غذا ندادند تا مرد; بعضى گفته اند:

او را پنج روز در گرمابه بدون آب و غذا حبس کردند و در روز آخر آب نمک یا آب برفى به او دادند

و به این سبب در دوم شعبان سال 255 هجرى از دنیا رفت..(1)

ـــــــ
1-تقویم شیعه، صفحه 193.

زیارت جامعه کبیره؛ جلوه‌گاه معارف بلند توحیدی و فضائل انسان کامل

زیارت جامعه کبیره امام هادی(ع) بیان‌گر فضائل انسان کامل و جلوه‌گاه معارف عمیق توحیدی

و ولایی است و مرحوم مجلسی آن‌ را بهترین زیارت جامعه از نظر متن و سند و فصیح‌ترین و

بلیغ‌ ترین آن‌ها برشمرده است . علی‌بن محمد هادی(ع) دهمین امام شیعیان در سال ۲۵۴

هجری قمری به شهادت رسید؛ مدت امامت ایشان ۳۳ سال و با شش خلیفه عباسی

(معتصم، واثق، متوکل، منتصر، مستعین و معتز) بوده است. در دوران امام هادی(ع) عظمت

خلافت عباسیان، فرو ریخته و برخی از نهضت‌های علویان رو به رشد بودند و ایشان سعی

در گسترش فرهنگ دینی از جمله از طریق نشر احادیث و کتابت آن‌ها دارد که آن حضرت

منسوب است . آثار منسوب به حضرت هادی(ع) را این‌گونه برشمرده‌اند:

«الامالی فی تفسیرالقرآن» که این اثر را دو تن از یاران ایشان فراهم کرده‌اند و به املای

امام هادی(ع) بوده است و دیگری «الرساله الرد فی اهل الجبر و التفویض» که ابن‌شعبه

نیز آن‌را نقل کرده است. مجموعه روایات نقل شده از آن حضرت(ع)، به نام

«مسند الامام الهادی(ع)» منتشر شده که بیست تن از راویان ایشان، آن را روایت کرده‌اند؛

راویان آن حضرت(ع) که تعدادشان را امام هادی(ع) در دوران امامت خویش با غلاه نیز مبارزه

کرد و در جهت اصلاح افکار آنان در موردآن امام، سخنان و نوشته‌هایی داشته است؛

مثلاً هنگامی که ابن‌حسکه از ایشان سؤال می‌کند، در مقام پاسخ، افکار وی را پالایش

می‌کنند . بیانات عرشی امام علی‌النقی(ع) در زیارت جامعه کبیره یک دوره امام‌شناسی

است و متن این عبارت‌ها به گونه‌ای است که صدور آن از غیر معصوم(ع) محال است؛ وانگهی

مضامین آن با قرآن هماهنگ است و این، نکته‌ای است که پژوهشگر را از بحث سندی

آن بی‌نیاز می‌سازد . «متوکل» از عالم بزرگ عصر خویش «یعقوب‌بن اسحاق» مشهور به

«ابن‌سکیت» خواست که از امام هادی(ع) سؤالاتی بپرسد تا حضرت(ع) از جواب باز ماند

و از مقام و شوکت امام(ع) بکاهد ابن‌سکیت سؤالی دشوار آماده کرد. در کاخ عباسی

انجمن علمی فراهم شد که در آن، متکلمین، فقها و در رأس آنان متوکل در آن جمع بودند .

ابن‌ سکیت از امام هادی(ع) این سؤال را مطرح کرد: «چرا خداوند معجزات پیامبران را

گوناگون قرار داد؟ چرا خدا موسی(ع) را با معجزه عصا و ید بیضاء، عیسی(ع) را با معجزه

بهبود بخشیدن به افراد مبتلا به مرض پیسی و نابینا و زنده کردن مردگان و محمد(ص)

را با معجزه قرآن و شمشیر مبعوث کرد؟ ». امام(ع) در پاسخ فرمودند: «خداوند موسی(ع)

را با معجزه عصا و ید بیضا، در زمانی مبعوث کرد که سحر، عنصر غالب جامعه بود؛

بنابراین خداوند با این معجزه او را برانگیخت تا سحر آنان را مغلوب اعجاز خود کند و آنان را مبهوت

و درمانده کند و حجت را به آنان تمام کند و عیسی(ع) را با اعجاز درمان برص و کوری و زنده

کردن مردگان به اذن خدا در زمانی فرستاد که طب و پزشکی در جامعه غالب بود.

خداوند پیامبر اسلام(ص) را با قرآن و شمشیر در زمانی برانگیخت که شعر و شمشیر بر

جامعه مسلط بود، پیامبر(ص) نیز با قرآن تابان و شمشیر برّان، شاعران را مبهوت و

شمشیرکشان را منکوب کرد و حجت حق را برایشان ثابت کرد ». ابن‌سکیت در مقابل جواب

امام(ع)، پرسید: «پس اکنون حجت چیست؟» حضرت امام هادی(ع) فرمود:

«عقل، که دروغ‌پردازِ نسبت به خداوند را می‌شناسد و او را تکذیب می‌کند».

ابن‌سکیت اظهار درماندگی و ناتوانی کرد و از ادامه بحث خودداری کرد. «یحیی‌بن اکثم»

شروع به توبیخ کردن او کرد و گفت: «ابن‌سکیت را چه به مناظره !». زیارت‌نامه‌هایی که

تحت عنوان زیارت جامعه یاد شده‌اند، مضامینی‌اند که به وسیله آن‌ها می‌توان همه ائمه

هدی(ع) را زیارت کرد. شاید علت دیگر این وجه نام‌گذاری، تصویر نسبتاً جامعی است

که در این زیارت‌ها از ائمه(ع) ارائه شده است. زیارت جامعه، زیارتی است که آن را شیخ طوسی

در «تهذیب» و شیخ صدوق در «من لایحضره الفقیه» نقل کرده‌اند. مرحوم مجلسی آن را بهترین

زیارت جامعه از نظر متن و سند و فصیح‌ترین و بلیغ‌ترین آن‌ها برشمرده است. پدر ایشان نیز در

«شرح من لایحضره الفقیه» می‌گوید: «این زیارت، بهترین زیارت و کامل‌ترین آن‌هاست

و من همواره در پرتو آن به زیارت ائمه(ع) در اعتاب مقدسه نایل می‌شدم» زیارت جامعه،

بسان سیل از کوهسار وجود هادی امت، حضرت ابوالحسن ثالث، علی ‌بن محمد نقی(ع)

سرازیر شده است و در آن در پوشش بیان فضائل انسان کامل، معارف عمیق توحیدی و ولایی،

مطرح شده است. امام هادی(ع) در این زیارت، ائمه اطهار(ع) را با جلوه‌های گوناگون مطرح

ساخته تا زائر، آنان را از زوایای مختلف تماشا کرده و الگوی خود قرار دهد. شخصی به نام

«موسی‌بن عبدالله نخعی» به حضرت(ع) عرض کرد: «یابن رسول الله! (ص) مرا به زیارتی

با بلاغت کامل آموزش ده که هرگاه در صدد بودم یکی از شما را زیارت کنم، از آن طریق باشد»؛

آن‌گاه حجت علی الاطلاق خداوند متعال، امام هادی(ع) زیارت شریف جامعه کبیره را بیان فرمودند.


*منابع: سیدرضا مؤدب، تاریخ حدیث، چاپ نخست؛ شریف قرشی، باقر،‌ تحلیلی

از زندگانی امام هادی(ع)؛ سیمای ائمه(ع) در شرح زیارت جامعه کبیره، علی نظامی، ج ۱؛

مفاتیح‌الجنان، زیارت دوم از زیارت‌های جامعه؛ تبیان و حوزه منبع: www.manasara.ir ۱۸۵ نفر

دانسته‌اند، بیش از چهارصد اصل و نسخه روایت کرده‌اند .

دانلود سخنرانی آیت الله جوادی آملی درباره ی امام هادی (ع)

دانلود قسمت اول

دانلود قسمت دوم

دانلود قسمت سوم

دانلود قسمت چهارم

دانلود قسمت پنجم

مناظره امام هادي(ع) با يحيي ابن اكثم

یحیی بن اكثم دانشمند‎ترین قاضی عصر مأمون در بصره بود.وی در احتجاج با امام هشتم

ـ علیه‎السّلام ـشكست خورد. همچنین در حضور مامون ،در مناظره با امام جواد - علیه السلام-

نیز مغلوب گردید و هردو یقین كردند كه علم و سیادت از مختصات خاندان علوی است.

گرچه یحیی بن اكثم متوجه شده بود

كه علم امام هرگز با علم بشر عادی قابل مقایسه نیست، لكن چون شكست‎های سابق او

موجب خفّت و كسر شأن او شده بود، همواره سعی می‎كرد تا روزی انتقام شكست‌های

سابق خود را ازامام بعد از حضرت جواد ـ علیه‎السّلام ـ بگیرد.

پس از شهادت جواد الأئمه ـ علیه‎السّلام ـ در مجلسی حضرت هادی ـ علیه‎السّلام ـ

را ملاقات كرد وسؤالات و غوامض لا ینحل خود را بدین شرح از آن حضرت پرسید.

به ادامه مطلب رجوع كنيد

ادامه نوشته

زنده كردن پنجاه غلام

مرحوم ابن حمزه طوسی - كه یكی از علماء قرن ششم است - در كتاب خود آورده است : شخصی به نام بلطون حكایت كند: من مسئول حفاظت خلیفه - متوكّل عبّاسی - بودم و نیروهای لازم را پرورش و آموزش می دادم تا آن كه روزی ، پنجاه نفر غلام از اهل خزر برای خلیفه هدیه آوردند. متوكّل آن ها را تحویل من داد و گفت : آموزش های لازم را به آن ها بده تا در انجام هر نوع دستوری آمادگی كامل داشته باشند، همچنین دستور داد تا نسبت به آن ها محبّت و از هر جهت كمك شود تا خود را مطیع و فدائی خلیفه بدانند. پس از آن كه یك سال سپری شد و سعی و تلاش بسیاری در آموزش و پرورش و تربیت آن ها انجام گرفت ، روزی در حضور خلیفه ایستاده بودم كه ناگهان حضرت ابوالحسن ، علی هادی علیه السلام وارد شد. هنگامی كه حضرت در جایگاه مخصوص قرار گرفت ، خلیفه دستور داد تا تمام پنجاه غلام را در حضور ایشان احضار كنم . پس وقتی آن ها در مجلس خلیفه حضور یافتند و چشمشان به حضرت هادی علیه السلام افتاد، برای احترام و تعظیم در مقابل حضرت روی زمین به سجده افتادند. متوكّل با دیدن چنین صحنه ای بی حال و سرافكنده شد و در حالی كه توان راه رفتن نداشت ، با زحمت مجلس را ترك كرد و با بیرون رفتن متوكّل ، حضرت هم از مجلس خارج شد. پس از گذشت ساعتی متوكّل مراجعت كرد و به من گفت : وای به حال تو! این چه كاری بود كه غلام ها انجام دادند؟ از آن ها سؤ ال كن كه چرا چنین كردند؟!

هنگامی كه از غلامان سؤ ال كردم ، كه چرا چنین تواضعی را در مقابل آن شخص ناشناس انجام دادید؟ اظهار داشتند: این شخص در هر سال یك مرتبه نزد ما می آید و مسائل دین را به ما می آموزد و مدّت ده روز برای تبلیغ احكام و معارف دین ، نزد ما می ماند، ما او را می شناسیم ، او خلیفه و وصی پیغمبر اسلام می باشد. خلیفه دستور داد تمامی آن پنجاه نفر كشته شوند، به همین جهت تمامی آن غلامان را سر بریدند؛ و فردای آن روز من به سمت منزل حضرت ابوالحسن هادی علیه السلام رفتم ، همین كه نزدیك منزل رسیدم ، دیدم شخصی جلوی منزل ایستاده كه ظاهراً خادم حضرت بود، پس نگاهی عمیق به من كرد و گفت : وارد شو! موقعی كه وارد منزل شدم ، دیدم حضرت در گوشه ای نشسته و مشغول دعا و تسبیح می باشد، به من خطاب نمود و فرمود: ای بلطوم ! با آن غلامان چه كردند؟ عرضه داشتم : یاابن رسول اللّه ! تمامی آن ها را سر بریدند. فرمود: آیا خودت دیدی كه سر تمامی آن ها را بریدند و همه آن ها كشته شدند؟ پاسخ دادم : بلی ، به خدا سوگند، من خودم شاهد بودم .
فرمود: آیا مایل هستی آن ها را زنده ببینی ؟ گفتم : آری ، دوست دارم . سپس حضرت به من اشاره نمود كه آن پرده را كنار بزن و داخل برو تا آن ها را ببینی . هنگامی كه پرده را كنار زدم و وارد شدم ، ناگهان دیدم كه تمام آن افراد زنده شده اند و صحیح و سالم كنار هم نشسته اند و مشغول خوردن میوه می باشند. چهل داستان و چهل حديث از امام هادي(ع)/ عبدالله صالحي

 ادب فنای مقربان؛ شرح آیت‌الله‌ جوادی آملی بر زیارت جامعه کبیره امام هادی(ع)  

خبرگزاری مهر ـ گروه دین و اندیشه: زیارت جامعه کبیره از برترین زیاراتی است که زمینه معرفت برتر و عرفان کامل‌تر را فراهم می‌کند و نیز ادب حضور در فضا و آستان مقربان معصوم(ع) را به زائر می‌آموزد. کتاب «ادب فنای مقربان» آیت‌الله‌العظمی جوادی آملی شرحی بر زیارت جامعه کبیره است.

زیارت جامعه کبیره یکی از برترین زیاراتی است که با فقرات بلندش به اوج وجود ائمه اطهار(ع) نظر دارد و زمینه معرفت برتر و عرفان کامل‌تر را فراهم می‌کند و نیز ادب حضور در فضا و آستان مقربان معصوم(ع) را به زائر می‌آموزد. معارف فراوان، عمیق و گسترده‌ای در این زیارت نهفته است که به تشریح و تبیین نیاز دارد تا هم مقام حقیقی آن ذوات مقدس مبرهن و روشن شود و هم میزان تأثیر و کارآمدی آنان در همه عوالم وجود و شئون هستی دانسته شود.

کتاب «ادب فنای مقربان»، کوششی در راستای همین هدف است که در پرتو کلمات گفتارها و نوشتارهای آیت‌الله‌العظمی جوادی آملی که با تسلط به مبانی فلسفی، عرفانی و تفسیری و نیز با دلباختگی به آن گوهرهای مقدس وجود یعنی ائمه اطهار(ع) همراه شده است از کمال و جمال خاصی برخوردار بوده و قطعا در مسیر معرفت و ارادت به آن شاخصه‌های الهی مؤثر و کارساز است. در واقع این کتاب شرحی بر زیارت جامعه کبیره است.

تاکنون هفت جلد از این کتاب منتشر شده و هر جلد شامل مباحثی است؛ جلد اول این جلد شامل مباحثی مانند آسان‌ترین ابزار تکریم(السلام علیک) ـ تحیت در عصر جاهلیت و ...، مراد از بیت نوبت، معنای جایگاه رسالت، میزبانان ملائک، امتیاز انبیاء(ع) بر دیگران ـ اشکال وحی و ...، سرچشمه‌های رحمت، گنجینه‌های علم، همراهی علم و حلم، سفره‌داران کرامت، رهبران الهی جامعه، ولی نعمت‌های نظام هستی، ائمه(ع) ریشه نیکان، نیاز جامعه ـ حکومت شرط اصلی سیاستمدار و ...، پای‌ های آرامش زمین، معنای ابواب ایمان درباره ائمه(ع)، ائمه(ع) امنای الهی، خلاصه فضائل انسان‌های کامل، پاسخ کوتاه‌تر به نیکی، امامان نور و ظلمت، پیشوایان نور و نشانه‌های تقواست.

جلد دوم این اثر هم شامل مباحثی مانند صاحبان عقل کامل، بهترین پناهگاه، میراث‌داران فضائل، مثل‌های برتر، برترین‌های دعوت، حجت‌های الهی، معرفت ذات الهی، مغموم برکت، تقسیم حکمت به نظری و عملی، عالمان اسرار، کاربرد کتاب در قرآن کریم، حاملان کتاب الهی، استمرار راه نبوت ـ حدود و اختیارات وحی پیامبر(ص)، ذراری رسالت، عالی‌ترین تحیات، فراخوانان به سوی خدا، راهنمایان به رضایت پروردگار، بندگان خالص، ریشه محبت، جایگاه توحید، آشکارکنندکان فرمان‌های الهی و برتر از فرشتگان است.

پیشوایان صالح، اقسام ولایت، مدافعان حمایتگر، ارجاع به اهل ذکر، فرمانروایان دینی، مصداق اولی‌الامر در روایات، باقی گذاردگان الهی، برگزیدگان خدا، ویژگی حزب‌الله، مخزن علوم الهی، حجت‌های الهی امام، بزرگراه سعادت، انوار هدایت، مظاهر برهان، شهادت راستین به یگانگی خدا، آئین پایدار ـ معنای غلبه دین پیامد شهادت به کمالات، هدف اساسی دین الهی، هدایت‌شدگان الهی، گستره معنای عصمت، انسان موجودی کریم، انواع قرب، برکات تقوا، صداقت؛ اساس هستی، هماهنگی با فطرت، ایستادگی در برپایی حق و عدل، عاملان به اراده خدا، فوز عبودیت، گزینش عالمانه، آگاهی از غیب، رازداران هستی عناوین موضوعات مورد بررسی در جلد سوم این اثر است.

در جلد چهارم کتاب ادب فنای مقربان هم مباحثی مانند برگزیدگان الهی، هدایت عزت‌آفرین، تأیید الهی، موهبتی ویژه، جانشینان الهی، حجت بر خلایق، یاوران دین حق، مراتب سر، گنجینه‌های علم الهی، امنای حکمت، ترجمان وحی، پایه‌های یکتاپرستی، گواهی اعمال در معاد، علم‌های طریق عبودیت مورد توجه مؤلف قرار گرفته است.

جلد پنجم هم شامل مباحث مختلفی مانند بر بلندای عصمت، بزرگ‌دارندگان جلال الهی، آفرینش نو به نو شأن الهی ـ تکبیر خدا و تکبیر شأن او، تمجید کرم الهی، ملازمان یاد خدا، وفاداران به پیمان الهی، فرمانبرداران فروتن، ناصحان همیشگی، ابزار دعوت، فداکاری برای کسب رضای خدا و پیشگامان صبر است.

جلد ششم این اثر شامل تفاوت اقامه نماز با خواندن آن، نمونه‌هایی از نمازهای کامل، مقارنت نماز و زکات، زکات عامل افزایش مال، آثار معنوی و تربیتی پرداخت زکات، انفاقات مالی علی(ع) در قرآن، زکات در حال رکوع و پاسخ به اشکالات آن است.

جلد هفتم نیز در هفت فصل و با موضوعاتی چون چیستی ولایت و عداوت الهی، گونه‌شناسی و چرایی ولایت‌الله، روش‌ها و آسیب‌های ولایت‌مداری، ولایت و عداوت امامان، مفهوم و حقیقت محبت، تلازم محبت‌الله با محبت معصومان، تبیین معنای حبل‌الله و پیوند اعتصام به اهل‌ بیت(ع) با اعتصام به خدا تشریح و تبیین شده است.

همچنین چیستی و مصادیق صراط، معنای شهید، دارندگان شهود تام، مظلومیت و شهادت حضرت زهرا‌(س)، چرایی و اهمیت شفاعت، شافعان و شفاعت‌شوندگان، معنای حقیقت رحمت و رحمت بودن رهبران الهی از دیگر موضوعاتی است که آیت‌الله‌العظمی جوادی آملی در این اثر به آن‌ها پرداخته‌اند.

یادآور می‌شود، در انتهای هر جلد فهرست آیات و روایات و اشعار و اعلام و کتب و منابع نیز آورده شده است.

10حديث از امام علي النقي عليه السلام


عَنْ يَعْقُوبِ بْنِ السِّكيتْ، قالَ: سَألْتُ أبَاالْحَسَنِ الْهادي - عليه السلام - :

ما بالُ الْقُرْآنِ لا يَزْدادُ عَلَي النَّشْرِ وَالدَّرْسِ إلاّ غَضاضَة؟

قالَ - عليه السلام - : إنَّ اللّهَ تَعالي لَمْ يَجْعَلْهُ لِزَمان دُونَ زَمان، وَلالِناس دُونَ ناس،

فَهُوَ في كُلِّ زَمان جَديدٌ وَ عِنْدَ كُلِّ قَوْم غَضٌّ إلي يَوْمِ الْقِيامَةِ.

«أمالي شيخ طوسي، ج 2، ص 580، ح 8»

يكي از اصحاب حضرت به نام ابن سِكيّت گويد: از امام هادي - عليه السلام - سؤال كردم:

چرا قرآن با مرور زمان و زياد خواندن و تكرار، كهنه و مندرس نمي شود; بلكه هميشه حالتي

تازه وجديد در آن وجود دارد؟ امام - عليه السلام - فرمود: چون كه خداوند متعال قرآن را براي

زمان خاصّي و يا طايفه اي مخصوص قرار نداده است; بلكه براي تمام دوران ها و تمامي اقشار

مردم فرستاده است، به همين جهت هميشه حالت جديد و تازه اي دارد و براي جوامع بشري تا

روز قيامت قابل عمل و اجراء مي باشد.



- قالَ الإمامُ الهادي - عليه السلام - : الْغَضَبُ عَلي مَنْ لا تَمْلِكُ عَجْزٌ، وَ عَلي مَنْ تَمْلِكُ لُؤْمٌ.

«مستدرك الوسائل، ج 12، ص 11، ح 13376»

امام هادي - عليه السلام - فرمود: غضب و تندي در مقابل آن كسي كه توان مقابله با او را نداري،

علامت عجز و ناتواني است، ولي در مقابل كسي كه توان مقابله و رو در روئي او را داري علامت

پستي و رذالت است.




 قالَ الإمامُ الهادي - عليه السلام - : يَاْتي عَلماءُ شيعَتِنا الْقَوّامُونَ بِضُعَفاءِ مُحِبّينا وَ أهْلِ

وِلايَتِنا يَوْمَ الْقِيامَةِ، وَالاْنْوارُ تَسْطَعُ مِنْ تيجانِهِمْ.

«بحارالأنوار، ج 2، ص 6»

فرمود: علماء و دانشمنداني كه به فرياد دوستان و پيروان ما برسند و از آن ها رفع مشكل نمايند،

روز قيامت در حالي محشور مي شوند كه تاج درخشاني بر سر دارند و نور از آن ها مي درخشد.




14- قالَ الإمامُ الهادي - عليه السلام - : لِبَعْضِ قَهارِمَتِهِ: اسْتَكْثِرُوا لَنا مِنَ الْباذِنْجانِ، فَإنَّهُ حارٌّ

في وَقْتِ الْحَرارَةِ، بارِدٌ في وَقْتِ الْبُرُودَةِ، مُعْتَدِلٌ فِي الاْوقاتِ كُلِّها، جَيِّدٌ عَلي كلِّ حال.

«الكافي، ج 6، ص 373، ح 2»

امام هادي - عليه السلام - به بعضي از غلامان خود فرمود: بيشتر براي ما بادمجان پخت نمائيد

كه در فصل گرما، گرم و در فصل سرما، سرد است; و در تمام دوران سال معتدل مي باشد

و در هر حال مفيد است.




 قالَ الإمامُ الهادي - عليه السلام - : التَّسْريحُ بِمِشْطِ الْعاجِ يُنْبُتُ الشَّعْرَ فِي الرَّأسِ،

وَ يَطْرُدُ الدُّودَ مِنَ الدِّماغِ، وَ يُطْفِيءُ الْمِرارَ، وَ يَتَّقِي اللِّثةَ وَ الْعَمُورَ.

«بحارالأنوار، ج 73، ص 115، ح 16»

امام هادي - عليه السلام - فرمود: شانه كردن موها به وسيله شانه عاج، سبب روئيدن

و افزايش مو مي باشد، همچنين سبب نابودي كرم هاي درون سر و مُخ خواهد شد و موجب

سلامتي فكّ و لثه ها مي گردد.




- قالَ الإمامُ الهادي - عليه السلام - : اُذكُرْ مَصْرَعَكَ بَيْنَ يَدَي أهْلِكَ لا طَبيبٌ يَمْنَعُكَ،

وَ لا حَبيبٌ يَنْفَعُكَ.

«أعلام الدّين، ص 311»

امام هادي - عليه السلام - فرمود: بياد آور و فراموش نكن آن حالت و موقعي را كه در ميان جمع

اعضاء خانواده و آشنايان قرار مي گيري و لحظات آخر عمرت سپري مي شود و هيچ پزشكي و

دوستي ـ و ثروتي ـ نمي تواند تو را از آن حالت نجات دهد.




 قالَ الإمامُ الهادي - عليه السلام - : إنَّ الْحَرامَ لا يَنْمي، وَإنْ نَمي لا يُبارَكُ فيهِ،

وَ ما أَنْفَقَهُ لَمْ يُؤْجَرْ عَلَيْهِ، وَ ما خَلَّفَهُ كانَ زادَهُ إلَي النّارِ.

«الكافي، ج 5، ص 125، ح 7»

امام هادي - عليه السلام - فرمود: همانا ـ اموال ـ حرام، رشد و نموّ ندارد و اگر هم احياناً رشد كند

و زياد شود بركتي نخواهد داشت و با خوشي مصرف نمي گردد. و آنچه را از اموال حرام انفاق و كمك

كرده باشد أجر و پاداشي برايش نيست و هر مقداري كه براي بعد از خود به هر عنوان باقي گذارد

معاقب مي گردد.




قالَ الإمامُ الهادي - عليه السلام - : اَلْحِكْمَةُ لا تَنْجَعُ فِي الطِّباعِ الْفاسِدَةِ.

«نزهة النّاظر و تنبيه الخاطر، ص 141، ح 23»

امام هادي - عليه السلام - فرمود: حكمت اثري در دل ها و قلب هاي فاسد نمي گذارد.




 قالَ الإمامُ الهادي - عليه السلام - : مَنْ رَضِي عَنْ نَفْسِهِ كَثُرَ السّاخِطُونَ عَلَيْهِ.

«بحارالأنوار، ج 69، ص 316، ح 24»

امام هادي - عليه السلام - فرمود: هر كه از خود راضي باشد بدگويان او زياد خواهند شد.




 قالَ الإمامُ الهادي - عليه السلام - : اَلْمُصيبَةُ لِلصّابِرِ واحِدَةٌ وَ لِلْجازِعِ اِثْنَتان.

«بحارالأنوار، ج 75، ص 369»

امام هادي - عليه السلام - فرمود: مصيبتي كه بر كسي وارد شود و صبر و تحمّل نمايد،

تنها يك ناراحتي است; ولي چنانچه فرياد بزند و جزع كند دو ناراحتي خواهد داشت.

نامه متوكل به امام نقي عليه السلام وفراخواندن او به سامراء

به نظر مي رسد که متوکل پس از آنکه نامه هايي پي در پي از حجاز مبني بر آنکه اهالي مکه و مدينه به آن حضرت گرايش دارند دريافت کرد خواستار آمدن آن حضرت به نزد خود شد . چنين مي نمايد که متوکل همسر خويش را در پي تحقيق از کساني که اين نامه ها را براي او فرستاده بودند روانه کرد . از نحوه دعوت امام چنين بر مي آيد که متوکل از ناحيه آن حضرت بشدت احساس نگراني مي کرده زيرا بافرستادن گروهي بطور مخفيانه چنان که گذشت در صدد تحقيق و تفحص از اين امر بوده است . متوکل طي یک نامه ملاطفت آميز به امام هادي (ع) آن حضرت را به سوي خود فراخواند . در اين نامه چنين آمده بود : اميرالمومنين چنين ديد که عبدالله بن محمد را به خاطر ناديده انگاشتن حق شما و کوچک شمردن منزلت و شان شما و نيز نسبت دادن برخی از مسائل به شما از مسئوليت جنگ و نماز در مدينه از منصب و مقام بر کنار دارد زيرا امير المومنين بي گناهي شما را در آن مسائل بخوبي مي داند و از صدق نيت و نيکوکاري و گفتار شما با خير است و مي داند که شما درصدد گرفتن کار خلافت نيستيد.( بحارالانوار، ج 50، ص 301) عبدالله بن محمد ، قبلا نامه اي به متوکل نگاشته و امام را متهم ساخته بود که قصد دارد بر ضد خليفه دست به قيام و شورش زند . امام (ع) نيز نامه اي به متوکل نوشت و ساحت را از اين اتهام مبرا کرد . متوکل در ادامه نامه فوق چنين مي نويسد : اميرالمومنين به جاي عبدالله بن محمد ، محمد بن فضل راوالي مدينه مقرر کرده است و به او فرموده است که تو را مورد احترام و تجليل قرار دهد و به فرمان و نظر تو گوش سپارد تا بدين ترتيب به خداي وامير المومنين تقرب جويد . امير المومنين به (ديدار) شما مشتاق است و دوست مي دارد بار ديگر با شما تجديد عهد کند و به سيماي شما بنگرد.(بحارالانوار، ج 50، ص 301)

متن كامل نامه در كتاب اصول كافي جلد دوم كتاب الحجه ص427 آمده است طالبين به آن جا رجوع كنند.

شومي روزگار

حسن بن مسعود گوید: خدمت امام هادی علیه السلام رسیدم در حالی كه انگشتم خراشیده است و شانه ام با مركب سواری تصادف كرده و آسیب دیده بود و جامه هایم را عده ای از مردم پاره كرده بودند گفتم : ای روز! تو چه شوم هستی خداوند شر را از من بگرداند. امام علیه السلام فرمود: ای حسن تو هم كه با ما رفت و آمد داری گناه خود را به گردن بی گناه می گذاری . حسن گوید: حیرت زده شدم و فهمیدم كه خطا كرده ام . عرض كردم : ای آقای من از خداوند آمرزش می خواهم . حضرت فرمود:ای حسن ! روزگار چه گناهی دارد كه وقتی شما به سزای اعمال خود می رسید آن را شوم می شمارید؟ گفتم : استغفراللّه ابدا، این توبه من باشد یابن رسول اللّه ... قصه هاي تربيتي چهارده معصوم(عليهم السلام) / محمد رضا اکبري

شعر موثر امام هادی (ع) درمجلس شراب متوكل

متوكل خلیفه ظالم عباسی بود كه از اقتدار امام هادی علیه السلام نگران بود.

شخصی نزد او رفت و درباره امام هادی علیه السلام  سخن چینی كرد كه در منزل او اسلحه و

نامه های حمایت شیعیان قم وجود دارد و می خواهد بر علیه حكومت قیام كند. متوكل گروهی ترك

را به منزل او فرستاد، آنها به خانه امام علیه السلام حمله كردند اما چیزی نیافتند ومشاهده كردند

كه حضرت در اتاقی كه فرش ندارد مشغول تلاوت قرآن است . او را با خود نزد متوكل بردند و گفتند:

ما چیزی رد خانه او نیافتم و وقتی به منزل او وارد شدیم مشاهده كردیم كه بطرف قبله نشسته است

قرآن می خواند. متوكل كه مشغول میگساری بود و كاسه ای از شراب در دست داشت وقتی امام

علیه السلام را مشاهده كرد او را احترام و اكرام نمود و كنار خود نشاند و كاسه شرابی را كه در دست

به او تعارف كرد. امام علیه السلام فرمود: به خدا قسم هرگز تا به حال شراب در گوشت و خون من وارد

نشده است ، مرا از این كار معذور بدار و متوكل هم او را معذور داشت و گفت : شعری برای ما بخوان .

امام علیه السلام فرمود: من شعر زیادی در حفظ ندارم . متوكل گفت : باید برای ما شعر بخوانی .

امام علیه السلام در حالی كه نزد او نشسته بود اشعاری به این مضمون خواند:

بر روی قله كوهها منزل كردند و مردان مسلح از آنها پاسداری می كردند اما هیچیك از اینها نتوانست

جلوی مرگ آنها را بگیرد و آنان را از گزند حوادث حفظ كند. در پایان از آن قله های بلند و كاخهای مستحكم

به درون قبر كشیده شدند. ندا دهنده ای پس از دفن آنها فریاد زد كجا رفت آن زینتها، دستبندها و شكوه

و جلال ؟ كجایند آن چهره های پرورده نعمتها كه از روی ناز و نخوت در پس پرده های زیبا خود را از مردم

مخفی نگاه می داشتند؟ عاقبت قبر آنها را رسوا ساخت و چهره های ناز پرورده جولانگاه كرمهای زمین

شد. مدتی طولانی از دنیا خوردند و آشامیدند اما از آن همه خوردن ، خود خوراك حشرات زمین شدند.

متوكل كه این اشعار تكان دهنده را از امام هادی علیه السلام شنید بسیار متاثر شد و گریه كرد به

گونه ای كه ریش او از اشك چشمانش تر شد و اهل مجلس همه گریه كردند.

آنگاه متوكل چهار هزار دینار به امام داد و با احترام به منزلش فرستاد.

قصه هاي تربيتي چهارده معصوم(عليهم السلام) / محمد رضا اکبري

گلچين احاديث امام علي النقي الهادي عليه السلام

1- قالَ الإمامُ الهادي - عليه السلام - : مَنِ اتَّقي اللهَ يُتَّقي، وَ مَنْ أطاعَ اللّهَ يُطاعُ، وَ مَنْ أطاعَ الْخالِقَ

لَمْ يُبالِ سَخَطَ الْمَخْلُوقينَ، وَمَنْ أسْخَطَ الْخالِقَ فَقَمِنٌ أنْ يَحِلَّ بِهِ سَخَطُ الْمَخْلُوقينَ.

«بحارالأنوار، ج 68، ص 182، ح 41»

امام هادي - عليه السلام - فرمود: كسي كه تقوي الهي را رعايت نمايد و مطيع احكام و مقرّرات الهي

باشد، ديگران مطيع او مي شوند و هر شخصي كه اطاعت از خالق نمايد، باكي از دشمني و عداوت

انسان ها نخواهد داشت; و چنانچه خداي متعال را با معصيت و نافرماني خود به غضب درآورد، پس

سزاوار است كه مورد خشم و دشمني انسان ها قرار گيرد.




2- قالَ الإمامُ الهادي - عليه السلام - : مَنْ أنِسَ بِاللّهِ اسْتَوحَشَ مِنَ النّاسِ، وَعَلامَةُ الاُْنْسِ بِاللّهِ الْوَحْشَةُ

مِنَ النّاسِ.

«عُدّة الداعي، ص 208»

امام هادي - عليه السلام - فرمود: كسي كه با خداوند متعال مونس باشد و او را أنيس خود بداند،

از مردم احساس وحشت مي كند.

و علامت و نشانه أنس با خداوند وحشت از مردم است ـ يعني از غير خدا نهراسيدن و از مردم احتياط و

دوري كردن ـ..



3- قالَ الإمامُ الهادي - عليه السلام - : السَّهَرَ أُلَذُّ الْمَنامِ، وَ الْجُوعُ يَزيدُ في طيبِ الطَّعامِ.

«بحارالانوار، ج 84، ص 172»

امام هادي - عليه السلام - فرمود: شب زنده داري، خواب بعد از آن را لذيذ مي گرداند; و گرسنگي

در خوشمزگي طعام مي افزايد ـ يعني هر چه انسان كمتر بخوابد بيشتر از خواب لذت مي برد و هر چه

كم خوراك باشد مزّه غذا گواراتر خواهد بود.




4- قالَ الإمامُ الهادي - عليه السلام - : لا تَطْلُبِ الصَّفا مِمَّنْ كَدِرْتَ عَلَيْهِ، وَلاَ النُّصْحَ مِمَّنْ صَرَفْتَ سُوءَ

ظَنِّكَ إلَيْهِ، فَإنَّما قَلْبُ غَيْرِكَ كَقَلْبِكَ لَهُ.

«بحار الأنوار، ج 75، ص 369، ح 4»

امام هادي - عليه السلام - فرمود: از كسي كه نسبت به او كدورت و كينه داري، صميّميت و محبّت

مجوي. همچنين از كسي كه نسبت به او بدگمان هستي، نصيحت و موعظه طلب نكن، چون كه

ديدگاه و افكار ديگران نسبت به تو همانند قلب خودت نسبت به آن ها مي باشد.




5- قالَ الإمامُ الهادي - عليه السلام - : الْحَسَدُ ماحِقُ الْحَسَناتِ، وَالزَّهْوُ جالِبُ الْمَقْتِ،

وَالْعُجْبُ صارِفٌ عَنْ طَلَبِ الْعِلْمِ داع إلَي الْغَمْطِ وَالْجَهْلِ، وَالبُخْلُ أذَمُّ الاْخْلاقِ، وَالطَّمَعُ سَجيَّةٌ سَيِّئَةٌ.

«بحارالأنوار، ج 69، ص 199، ح 27»

امام هادي - عليه السلام - فرمود: حسد موجب نابودي ارزش و ثواب حسنات مي گردد. تكبّر و

خودخواهي جذب كننده دشمني و عداوت افراد مي باشد. عُجب و خودبيني مانع تحصيل علم خواهد

بود و در نتيجه شخص را در پَستي و ناداني نگه مي دارد. بخيل بودن بدترين اخلاق است;

و نيز طَمَع داشتن خصلتي ناپسند و زشت مي باشد.




6- قالَ الإمامُ الهادي - عليه السلام - : الْهَزْلُ فكاهَةُ السُّفَهاءِ، وَ صَناعَةُ الْجُهّالِ.

«الدرّة الباهرة، ص 42»

امام هادي - عليه السلام - فرمود: مسخره كردن و شوخي هاي - بي مورد - از بي خردي است و

كار انسان هاي نادان مي باشد.




7- قالَ الإمامُ الهادي - عليه السلام - : الدُّنْيا سُوقٌ رَبِحَ فيها قَوْمٌ وَ خَسِرَ آخَرُونَ.

«أعيان الشّيعة، ج 2، ص 39»

امام هادي - عليه السلام - فرمود: دنيا همانند بازاري است كه عدّه اي در آن ـ براي آخرت ـ سود

مي برند و عدّه اي ديگر ضرر و خسارت متحمّل مي شوند.




8- قالَ الإمامُ الهادي - عليه السلام - : النّاسُ فِي الدُّنْيا بِالاْمْوالِ وَ فِي الاْخِرَةِ بِالاْعْمالِ.

«أعيان الشّيعة، ج 2، ص 39»

امام هادي - عليه السلام - فرمود: مردم در دنيا به وسيله ثروت و تجمّلات شهرت مي يابند ولي در آخرت

به وسيله اعمال محاسبه و پاداش داده خواهند شد.




9- قالَ الإمامُ الهادي - عليه السلام - : مُخالَطَةُ الاْشْرارِ تَدُلُّ عَلي شِرارِ مَنْ يُخالِطُهُمْ.

«مستدرك الوسائل، ج 12، ص 308، ح 14162»

امام هادي - عليه السلام - فرمود: همنشين شدن و معاشرت با افراد شرور نشانه پستي و شرارت

تو خواهد بود.




10- قالَ الإمامُ الهادي - عليه السلام - : أهْلُ قُمْ وَ أهْلُ آبَةِ مَغْفُورٌ لَهُمْ، لِزيارَتِهِمْ لِجَدّي

عَلي ابْنِ مُوسَي الرِّضا - عليه السلام - بِطُوس، ألا وَ مَنْ زارَهُ فَأصابَهُ في طَريقِهِ قَطْرَةٌ مِنَ السَّماءِ

حَرَّمَ جَسَدَهُ عَلَي النّارِ.

«عيون أخبار الرّضا - عليه السلام -، ج 2، ص 260، ح 22»

امام هادي - عليه السلام - فرمود: أهالي قم و أهالي آبه ـ يكي از روستاهاي حوالي ساوه ـ آمرزيده

هستند به جهت آن كه جدّم امام رضا - عليه السلام - را در شهر طوس زيارت مي كنند. و سپس

حضرت افزود: هر كه جدّم امام رضا - عليه السلام - را زيارت كند و در مسير راه صدمه و سختي

تحمّل كند خداوند آتش را بر بدن او حرام مي گرداند.

مناظره امام هادي(ع) با پادشاه روم  (سوره مانع از جهنّم)

قیصر، پادشاه روم به یكی از خلفای بنی عباس نوشت، ما در انجیل دیده‌ایم، هر كس سوره‌ای را بخواند

كه خالی از هفت حرف باشد، خداوند جسدش را بر آتش جهنّم حرام می‌كند و آن هفت حرف عبارتست

از «ثاء»، «جیم»، «خاء»، «زاء»، «شین»، «ظاء» و «فاء». ما، در تورات و انجیل آن سوره را نیافته‎ایم،

آیا در كتب خود چنین سوره‎ای را دارید؟ و اگر جواب مثبت است مراد از این حروف هفتگانه چیست؟

خلیفه عباسی، علماء و دانشمندان را جمع كرد و سؤال را مطرح نمود. لكن هیچ یك نتوانستند جواب

سؤال را بدهند؛ به ناچار سؤال را از حضرت علی بن محمد بن الرضا ـ علیهم‎السلام ـ پرسید.

حضرت هادی ـ علیه‎السلام ـ فرمود: «آن سوره‎ای كه آنها در جستجوی آن هستند و در كتب آسمانی

سابق نیافتند، در قرآن مجید موجود است و آن سوره، «سوره حمد» است كه هیچ یك از این حروف

هفتگانه در آن نمی‎توان یافت.»

پرسیدند: «حكمت آن چیست؟ و این حروف علامت چیست؟»

حضرت فرمودند: «ث» اشاره به «ثبور» دارد؛ مراد از «ج» «جحیم»است؟ مقصود از «خ» «خبیث» است

و «ز» اشاره به «زقّوم» دارد و «ش» «شقاوت» است و مراد از «ظ» ظلمت است و «ف» اشاره به «فرقت»

دارد.»

این پاسخ را برای قیصر روم فرستادند؛ چون جواب به پادشاه رسید بسیار مشعوف شد و دانست كه دین

حق همان اسلام است و لذا بلافاصله به اسلام گروید.

خبر از آينده

در محرم سال 220 هجري که معتصم امام جواد (ع) را به عراق فرا خواند آن حضرت فرزند خويش را

در دامانش نشاند و از او پرسيد : دوست داري از سوغات عراق چه چيزي به تو هديه کنم؟

فرزندش پاسخ داد : شمشيري که گويي شعله آتش است.( بحارالانوار، ج 50،‌ ص 123)

اما او نه آن شمشير را ديد و نه پدرش را که او هرگز از اين سفر بازنگشت . شايد در روز 29 ذي قعده

سال 220 هجري زماني که هشت سال بيشتر از عمر او نمي گذشت وقتي خانواده اش او را هراسان

ديدند و از او پرسيدند : تو را چه مي شود؟ گفت : به خدا پدرم در اين لحظه از دنيا رفت . به او گفتند :

چنين مگو . اما او پاسخ داد : به خدا اين چنين است که مي گويم .

آن روز را يادداشت کردند و همان بود که اين کودک گفته بود. ( بحارالانوار، ج 50،‌ ص 176)  

وصيت پدرش در مورد جانشيني او قبلا به سران طائفه شيعه رسيده بود . از اين رو پس از مرگ آن

حضرت همه اجتماع کردند و امامت را بدو سپردند.

در باقي دوران خلافت معتصم و نيز دوران خلافت واثق در همان شهر پدر خويش اقامت کرد .

آوازه نيکي او در همه جا پيچيده بود . چون متوکل به خلافت نشست ترسيد که مبادا امام (ع) بر ضد

او دست به کار قيام و شورش شود از اين رو وي را به سوي خود طلبيد تا هم از نزديک او را تحت نظر

داشته باشد و هم بتواند در مواقع ضروري براحتي بر وي فشار وارد کند .

در مجلس متوكل ونذر مادر متوكل براي وي،داستان دمل متوكل

متوکل عباسي که مراتب بغض و کينه ورزي وي در حق اهل بيت (ع) بزرگ ترين و نيرومند ترين

مخالفانش را در نزديکي خويش جاي دهد تا او را راحت تر تحت نظر بگيرد و هرگاه که خود خواست

به زندگي او خاتمه بخشد . اما آن حضرت به اذن خداوند تدبيري انديشيد و تصميم گرفت تا عمق

هيات حاکمه نفوذ کند و نزديک ترين ياران خليفه را زير نفوذ خويش در آورد و چنين نيز کرد .

تا آنجا که مادر متوکل براي امام (ع) نذر مي کند . شايد اينگونه روايات گوشه اي از ابعاد تاثير امام

هادي را در کاخ حکومتي بيان کند :

«متوکل در اثر دملي که روي بدن وي پديد آمده بود در بستر مرگ بود . بيماري او چنان بود که هيچ

کس جرات به خود نمي داد براي جراحي کاردي تيز به بدن او رساند . از اين رو مادرش نذر کرد که اگر

متوکل از اين بيماري بهبود يابد مقدار فراواني از مال خويش را به امام هادي بدهد».

فتح بن خاقات به متوکل پيشنهاد کرد که اگر کسي را به نزد امام (ع) آورد «پشکل» گوسفند را که

زير پا ماليده شده گرفته با گلاب بخيسانيد و بر محل دمل بگذاريد که به اذن خدا سودبخش است.

برخي از کساني که در محضر متوکل حاضر بودند از شنيدن اين سخن به خنده افتادند اما فتح بن خاقان

به آنها گفت :

چه زيان دارد که سخن او را نيز تجربه کنيم ؟ به خدا سوگند من اميدوارم با آنچه او گفته بهبود خليفه

حاصل گردد. از اين رو مقداري پشکل آورده در گلاب خيساندند و بر موضع دمل نهادند .

سر دمل باز شد و هر چه در آن بود بيرون آمد .

مادر متوکل از بهبود فرزند خويش بسياري خوشحال شد و ده هزار دينار مختوم به مهر خويش براي آن

حضرت فرستاد و متوکل هم از بستر بيماري برخاست . (بحارالانوار، ج 50، ص 168)

ورود امام هادي عليه السلام به سامراء واقدام اوليه متوكل براي هتك ساحت مقدس ايشان

چون امام هادي (ع) به سامراء آمد متوکل بر آن شد تا از قدر و منزلت آن حضرت در نزد مردم بکاهد .

از اين رو دستور داد امام را پيش از آنکه به نزد وي ببرند براي سه روز درکاروانسراي گدايان منزل دهند .

غافل از آنکه منزلت امام در پيشگاه خدا يا بندگان پاک سرشت او بسته به منزلت زهد او در دنيا و

اشتياقش بدانچه نزد خداست مي باشد . بنابراين صبر و شکيب او بر اهانتها و آزارها آن هم در راه

خدا جز بر ميزان نزديکي او به خداوند نخواهد افزود .

يکي از پيروان امام هادي (ع) به نام صالح بن سعد در همان مکان متواضع به خدمت آن حضرت رسيده

به وي گفت : فدايت شوم! اينان خواسته اند نور تو را خاموش سازند و تو را در ميان مردم رسوا کنند

و براي همين در اين جاي ناپسند فرودت آورده اند . لکن امام (ع) يکي از کرامات خويش را به وي نماياند

و آنگاه فرمود :

«هر جا که باشيم اين براي ما مهياست ما در سراي گدايان نيستيم».(بحارالانوار، ج 50، ص 133)

به نظر مي رسد که آن حضرت در مدت اقامت خود در سامراء رهبري خط مکتبي را به راههاي مختلف

در دست داشته و از سکونت در اين شهر ناخشنود نبوده است چنان که مي فرمايد :

«مرا بر خلاف ميلم به سر من راي آوردند و اگر مرا از اينجا اخراج کنند باز هم به رغم ميل من است.

راوي گويد : پرسيدم چرا ؟ فرمود : چون هواي اين شهر پاک و آبش گوارا است و بيماري اش کم»

. (بحارالانوار، ج 50، ص 130)

معجزه تصويري از امام علي النقي عليه السلام

سبب حركت امام هادي عليه السلام از مدينه طيبه  به سوي سامراء

امام دهم شيعيان جهان امام علي النقي عليه السلام هشت سال از سن شريفشان گذشته بود

كه پدر بزرگوارشان شهيد شد وامر امامت به ايشان منتقل گرديد.

ايشان پيوسته در مدينه بود تا متوكل ايشان رابه سر من راي (سامرا) طلبيد وسببش اين بود كه

 امام جماعت حرمين  نامه اي به متوكل نوشت وگفت كه اگر تورا به مكه مدينه حاجتي

هست علي بن محمد را از اين ديار بيرون كن كه اكثر اين ناحيه را مطيع ومنقاد خود نموده است

وعبد الله بن محمد والي مدينه آزار واذيت فراوان به آن حضرت مي رسانيد تا آن كه نامه ها به متوكل

نوشته شد در باب آن حضرت كه سبب خشم وغضب متوكل گرديد.وچون حضرت مطلع شد كه والي

مدينه به متوكل امري چند نوشته است كه موجب اضرار واذيت اونسبت به آن جناب خواهد گرديد

نامه اي به متوكل نوشت ودر آن نامه درج كرد كه والي مدينه به من آزار واذيت مي رساند

وآن چه در حق من نوشته كذب محض وافترا مي باشد. ومتوكل براي مصلحت نامه اي مشفقانه

به حضرت نوشت ودر آن نامه امام هادي عليه السلام را تعظيم نمود.

چهل حديث نقوي

۱٫یگانگی خدا

لَمْ یزَلَِ اللهَ وَحْدَهُ لاشیء معه ثُمَّ خَلَقَ الاشیاء بدیعاً و اختار لِنَفْسِهِ اَحْسَنَ الاَسماءِ؛

خداوند از ازل تنها بود و چیزی با او نبود. سپس اشیا را به صورت نو ظهور آفرید و برای خودش بهترین

نام‌ها را برگزید.


۲٫ فروتنی

التواضع اَن تعطی الناس ما تُحِبُّ ان تُعطاهُ؛

فروتنی آن است که با مردم چنان رفتار کنی که دوست داری با تو چنان باشند.


۳٫ نقد پذیری

لبعض موالیه: عاتِبْ فلاناً و قل له ان الله اذا اراد بِعَبْدٍ خیراً اذا عُوتِبَ قَبِلَ

امام هادی(ع) به یکی از دوستانش فرمود: فلانی را توبیخ کن و به او بگو: خداوند چون خیر بنده‌ای

خواهد، هر گاه توبیخ شود، بپذیرد (و در صدد جبران نقص براید).


۴٫ جایگاه اجابت دعا

اِنَّ للهِِ بقاعاً یحِبُّ اَن یدْعی فیها فَیستَجیبَ لِمَن دَعاهُ و الحَیرُ منها؛

همانا برای خداوند بقعه‌های است که دوست دارد در آنها به درگاه او دعا شود و دعای دعا کننده

را به اجابت برساند، و حائر حسین(ع) یکی از آنهاست.


۵٫ دنیا جایگاه آزمایش

ان الله جَعَلَ الدنیا دار بلوی و الآخره دار عقبی، و جَعَلَ بَلْوَی الدنیا لِثوابِ الاخرهِ سَبَباً و ثوابَ الاخرهِ مِنْ

بَلْوی الدنیا عِوَضاً

همانا که خداوند دنیا را سرای امتحان و آزمایش، و آخرت را سرای رسیدگی، و بلای دنیا را وسیله

ثواب آخرت، و ثواب آخرت را عوض بلای دنیا قرار داده است.



۶٫ ستمکار بردبار

اِنَّ الظالِمَ الحالِِمَ یکادُ اَنْ یعضی علیه بِحِلْمِهِ، و انَّ المُحِقَّ السَّفیه یکادُ ان یطْفِیءَ نُورَ حَقِّهِ بِسَفهِهِ

به راستی ستمکار بردبار، بسا که به وسیله حلم و بردباری خود از ستمش گذشت شود و حق‌دار نابخرد،

بسا که به سفاهت خود نور حق خویش را خاموش کند.


۷٫ انسان بی‌شخصیت

مَنْ هانَتْ علیه نَفْسَهُ فلاتَأمَنْ شَرَّهُ

کسی که خود را پس شمارد، از شر او در امان مباش.


۸٫ حکمت ناپذیری دل فاسد

اَلْحِکْمَهُ لا تَنْجَعُ فی الطّباع الفاسِدَهِ

حکمت، اثری در دل‌های فاسد نمی‌گذارد.


۹٫ خدا ترسی

مَنْ اتَّقی الله یتَّقی، وَ مَنْ اطاعَ لله یطاع، و من اطاعَ الخالق لم یبال سَخَطَ المَخْلُوقین،

و مَنْ اَسْخَطَ الخالق فَلییقَنَ ان یحِلَّ به سَخَطَ المَخلوقین؛

هر کسی از خدا بترسد، مردم از او بترسند، هر که خدا را اطاعت کند، از او اطاعت کنند،

و هرکه مطیع آفریدگار باشد، باکی از خشم آفریدگار ندارد، و هر که خالق را به خشم آورد،

باید یقین کند که به خشم مخلوق دچار می‌شود.


۱۰٫ اطاعت خیرخواه

مَنْ جَمَعَ لَکَ وَدَّهُ وَ رایهُ فَاجْمَعْ له طاعَتَکَ؛

هر که دوستی و نظر نهایی‌اش را برای تو همه جانبه گرداند، طاعتت را برای او همه جانبه گردان.



ادامه وذكر منابع در ادامه مطلب


ادامه نوشته

تاريخ ولادت،والدين،كنيه ،وجه تسميه، وشمايل ابن الرضا امام علي النقي الهادي عليه السلام


مشهور در ولادت آن حضرت اين است كه درنيمه ذي الحجه سال212هجري قمري درمحلي كه آنرا

(صريا)گويندودرحوالي مدينه قرار دارد جهان را به نور خود روشن فرمود ند.

امابه روايت ابن عياش ولادت آن حضرت در دوم يا پنجم رجب ودرسال214هجري قمري واقع شده است.

مادر معظم وجليل القدرش ام ولد ونامش سمانه مغربيه مي باشد ومعروف است به سيده.

ودر كتاب جنات الخلود آمده است كه آن مخدره هميشه روزه سنتي داشته ود زهد وتقوا يگانه روزگار

بودهاست.ودر در التنظيم آمده است كه كنيه آن بانو ام الفضل بوده است.محمد بن فرج

وعلي بن مهزيار روايت كرده اند از امام علي الهادي النقي عليه السلام كه ايشان فرمودند:

مادرم عارفه به حق من واز اهل بهشت است.نزديك نمي شود به او شيطان سركش،ونمي رسد به او

مكر جبارعنيد وخداوند اورا نگهبان وحافظ است.وتخلف نمي كند از امهات صديقين وصالحين.

اسم شريف آن جناب «علي» وكنيت ايشان ابوالحسن وچون دوتن از ائمه معصومين سلام الله عليهم

اجمعين نيز به اين كنيت مشهور بودند از جهت تعيين آن جناب را ابوالحسن الثالث مي گويند.

چنانكه اهل حديث مي دانند مشهورترين القاب آن حضرت نقي وهادي است.اما گاهي حضرت را نجيب و

مرتضي وعالم وفقيه وناصح وموتمن وطيب ومكان ومتوكل مي گفتند. ولكن حضرت لقب متوكل را مخفي

مي كردند وبه اصحاب خود فرموده بودند كه از اين لقب اعراض نمايندبه جهت اينكه لقب خليفه وقت

متوكل علي الله بود ودر آن زمان چون ايشان وفرزندشان امام حسن عليه السلام رادر سامره سكني

دادند درمحلي كه عسكرنام داشت لذاهر دوبزرگوار رابه اين مكان نسبت مي دهند

وعسكريين مي گويند.

درشمايل آن حضرت گفته اند كه آن جناب متوسط القامه ومرطوبي بود وروي سرخ وسفيد وگونه هايي

اندك برآمده وچشمان فراخ  وابروهاي گشاده وچهره دلگشا داشت ونقش نگين آن جناب

« اللَّهَ رَبِّي وَ هُوَ عِصْمَتِي مِنْ خَلْقِهِ » بوده وانگشتر ديگري داشته اند كه نقش آن اينچنين بوده است:

 «حَفِظَ الْعُهُودِ مِنْ أَخْلَاقِ الْمَعْبُودِ »

لطفا كپي برداري ونشر  راباذكر منبع انجام دهيد

ذكر منابع در ادامه مطلب

ادامه نوشته

حدیثی درباره کودکی امام هادی(ع) هست که نمی‌دانم شنیده اید یا نه،


حدیثی درباره کودکی امام هادی(ع) هست که نمی‌دانم شنیده اید یا نه،

وقتی معتصم در سال ۲۱۸ هجری حضرت امام جواد(ع)را ۲ سال قبل از شهادت ایشان از مدینه به بغداد آورد، حضرت هادی (ع) که درآن وقت ۶ ساله بود، به همراه خانواده اش در مدینه ماند. پس از آنکه حضرت جواد(ع) به بغداد آورده شد، معتصم از خانواده حضرت پرس و جو کرد و وقتی شنید پسر بزرگ حضرت جواد(ع) - علی بن محمد- ۶ سال دارد، گفت این خطرناک است، ما باید به فکرش باشیم معتصم شخصی را که از نزدیکان خود بود، مامور کرد که از بغداد به مدینه برود و در آنجا کسی را که دشمن اهل بیت است پیدا کند و این بچه را به دست آن شخص بسپارد تا او به عنوان معلم، این بچه را دشمن خاندان خود و متناسب با دستگاه خلافت بار بیاورد. این شخص از بغداد به مدینه آمد و یکی از علمای مدینه را به نام «الجنیدی» که از مخالف ترین و دشمن ترین مردم با اهل بیت(ع) بود -در مدینه از این قبیل علما آن وقت بودند- برای این کار پیدا کرد و به او گفت:« من ماموریت دارم که تو رامربی و مؤدب این بچه کنم تا نگذاری هیچ کس با او رفت و آمد کند و او را آنطور که ما میخواهیم، تربیت کن». اسم این شخص -الجنیدی- درتاریخ ثبت شده است. حضرت هادی(ع) هم -همانطور که گفتم-  در آن موقع ۶ سال داشت و امر، امر حکومت بود، چه کسی می‌توانست در مقابل آن مقاومت کند. بعد از چند وقت یکی از وابستگاه دستگاه خلافت، الجنیدی را دید و از بچه‌ای که به دستش سپرده بودند، سؤال کرد. الجنیدی گفت: «بچه؟! این بچه است؟! من یک مساله ازادب برای او بیان می‌کنم، او باب‌هایی از ادب را برای من باز می‌کند که من استفاده می‌کنم! اینها کجا درس خوانده‌اند؟! گاهی به او -که وقتی می‌خواهد وارد حجره شود- می‌گویم یک سوره از قرآن بخوان، بعد وارد شو ، می‌پرسد چه سوره‌ای بخوانم، من به او گفتم سوره بزرگی مثلاً آل عمران را بخوان، اوخواند و جاهای مشکلش را هم برای من معنا کرد! اینها همه عالمند، حافظ قرآن و عالم به تاویل و تفسیر قرآنند، بچه؟!». ارتباط این کودک که علی الظاهر کودک است اما ولی الله است و آتیناه الحکم صبیّا ، با این استاد مدتی ادامه پیدا کرد و استاد شد یکی از شیعیان مخلص اهل بیت(ع)!

بیانات رهبر معظم انقلاب

۱۳۸۳/۵/۳۰

به نقل از همشهري جوان